بهترین ترجمهٔ شازده کوچولو کدومه؟
مقایسهٔ ترجمهٔ محمد قاضی، احمد شاملو و ابوالحسن نجفی؛ با نمونههایی از متن، تفاوت لحن و زبان هر ترجمه را برای انتخاب متناسب با سلیقهٔ خواننده بررسی میکنیم.

در این مقاله
۲۵ بخش- کدوم ترجمه رو بخرم؟
- متن اصلی شازده کوچولو چه لحنی داره؟
- محمد قاضی؛ ساده، رسمی و نزدیک به زبان معیار
- نقطهٔ قوت ترجمهٔ قاضی
مشاهدهٔ همهٔ بخشهابستن فهرست
- چیزی که ممکنه بعضیها نپسندن
- احمد شاملو؛ شازده کوچولویی که خیلی خودمونی حرف میزنه
- نقطهٔ قوت ترجمهٔ شاملو
- نقطهٔ بحثبرانگیزش
- ابوالحسن نجفی؛ بین رسمیت و صمیمیت
- اصلاً چرا نجفی دوباره این کتاب رو ترجمه کرد؟
- نقطهٔ قوت ترجمهٔ نجفی
- نکتهای که ممکنه حسش کنید و شاید توی ذوق بزنه
- یه موقعیت، سه ترجمه، سه لحن متفاوت
- محمد قاضی
- احمد شاملو
- ابوالحسن نجفی
- اختلاف اصلی سر «درست و غلط» نیست، بلکه سر لحنه
- اگه برای کودک میخونیم، کدوم بهتره؟
- اگه بزرگسالیم، چی؟
- پس بالاخره کدوم ترجمهٔ شازده کوچولو بهتره؟
- محمد قاضی
- احمد شاملو
- ابوالحسن نجفی
- مهمترین چیزی که این مقایسه بهمون یاد میده
- منابع و مطالعهٔ بیشتر
کدوم ترجمه رو بخرم؟
از شازده کوچولو ترجمههای خیلی زیادی توی بازار هست و بینشون هم اسم مترجمهای بزرگی دیده میشه؛ از محمد قاضی و احمد شاملو گرفته تا ابوالحسن نجفی. همین موضوع انتخاب رو سختتر میکنه. چون سؤال فقط این نیست که کدوم مترجم بهتر ترجمه کرده. باید ببینیم هرکدوم با لحن، سادگی متن، زبان گفتوگو و انتخاب واژهها چیکار کرده.
برای همین توی این مقاله سراغ سه ترجمهٔ مهم رفتیم:
- محمد قاضی
- احمد شاملو
- ابوالحسن نجفی
و بهجای اینکه فقط دربارهشون حرف بزنیم، چند بخش واقعی از ترجمههاشون رو کنار هم میذاریم و مقایسه میکنیم.
یه نکتهٔ مهم هم از همین اول بگیم: متنها از نمونههای منتشرشدهٔ همین ترجمهها برداشته شدن و تحلیل ما روی همون متنهای واقعی انجام شده.
متن اصلی شازده کوچولو چه لحنی داره؟
قبل از اینکه مترجمها رو با هم مقایسه کنیم، باید بدونیم اصلاً متن اصلی چهجور متنیه. یکی از ویژگیهای مهم شازده کوچولو اینه که زبانش سادهست. جملهها کوتاه و واضحن، ولی متن در عین سادگی لطافت و حالوهوای شاعرانه داره. یعنی نه خیلی رسمی و سنگینه، نه کاملاً محاورهای و شکسته. همینجاست که کار مترجم سخت میشه. اگه زیادی رسمی ترجمه کنه، ممکنه متن از سادگی اصلیش دور بشه. اگه زیادی محاورهای کنه، ممکنه سبک نویسنده عوض بشه.
محمد قاضی؛ ساده، رسمی و نزدیک به زبان معیار
محمد قاضی اولین مترجم شناختهشدهٔ فارسی این کتابه و ترجمهش توی دههٔ ۱۳۳۰ منتشر شد. بعداً هم ترجمهش رو بازبینی کرد. یه نمونهٔ کوتاه از ترجمهٔ قاضی:
«بیزحمت یک گوسفند برای من بکش!»
و چند خط قبلتر:
«حرف حسابی با او بزنم»
همین دو نمونه یه چیز مهم رو نشون میدن. زبان قاضی روانه، ولی کتابیه. نه لحنش خیلی خشکه، نه کاملاً شکسته و گفتاری. مثلاً بیزحمت صمیمیت داره، ولی جمله همچنان توی سطح زبان معیار باقی میمونه.
نقطهٔ قوت ترجمهٔ قاضی
قاضی سعی کرده سادگی جملههای اصلی رو نگه داره و متن رو بیدلیل پیچیده نکنه. ترجمهش معمولاً روان و خوشخوانه و برای کسی که دنبال یه نسخهٔ کلاسیک و نسبتاً وفادار به لحن اصلیه انتخاب مهمیه.
چیزی که ممکنه بعضیها نپسندن
بعضی واژهها و ساختارهای قاضی امروزه کمی قدیمی یا رسمی به نظر میرسن. یعنی ممکنه برای یه خوانندهٔ امروزی، مخصوصاً خوانندهٔ کمسنتر، بعضی جملهها کمی فاصله داشته باشن از زبان روزمره.
احمد شاملو؛ شازده کوچولویی که خیلی خودمونی حرف میزنه
اگه ترجمهٔ قاضی رو کنار ترجمهٔ شاملو بذارید، تفاوت فوری معلوم میشه. شاملو همون جمله رو اینطوری آورده:
«بیزحمت یک بَرّه برام بکش!»
و جای دیگه میگه:
«تو نخ من بود.»
یا:
«کلهی آفتاب»
اینجا دیگه سطح زبان کاملاً فرق کرده. شاملو از زبان گفتاری، اصطلاحهای عامیانه و شکستهنویسی خیلی بیشتری استفاده کرده.
نقطهٔ قوت ترجمهٔ شاملو
ترجمهش زندهست، صمیمیه و برای خیلی از خوانندههای بزرگسال جذابه. بعضی جملهها واقعاً این حس رو منتقل میکنن که انگار یه نفر نشسته روبهروتون و داره داستان تعریف میکنه.
نقطهٔ بحثبرانگیزش
مشکل از جایی شروع میشه که بپرسیم: این صدای اگزوپریه یا صدای شاملو؟ پژوهشی که مشخصاً ترجمههای قاضی و شاملو رو از نظر لحن بررسی کرده نتیجه گرفته که قاضی در خیلی جاها بیش از حد رسمی شده و شاملو بیش از حد به زبان محاوره نزدیک شده. یعنی شاملو الزاماً بد ترجمه نکرده، ولی خیلی فعالانه توی لحن متن دخالت کرده. و همین رویکرد چیزیه که بعضیها عاشقش میشن و بعضیها اصلاً نمیپسندن.
ابوالحسن نجفی؛ بین رسمیت و صمیمیت
حالا میرسیم به نجفی. نمونهٔ کوتاه ترجمهش:
«بیزحمت یک گوسفند برای من بکش!»
و کمی قبلتر:
«بدون همزبانی که با او بتوانم حقیقتاً حرف بزنم»
همون اول معلومه که نجفی از شکستهنویسی شاملو فاصله گرفته. زبانش خیلی کنترلشدهتره. اما در عین حال سعی نکرده جملهها رو تبدیل به نثر خیلی سنگین و ادبی کنه.
اصلاً چرا نجفی دوباره این کتاب رو ترجمه کرد؟
طبق گزارش مقایسهٔ ترجمهها در طاقچه، یکی از انگیزههای نجفی این بود که از نظرش ترجمههای قبلی در بعضی جاها هم از نظر انتخاب زبانی و هم از نظر دقت مشکل داشتن. دیدگاهش این بود که زبان شازده کوچولو باید ساده و معیار بمونه و شاعرانهبودن متن بیشتر از لحن و محتوا نشأت بگیره، نه از سنگینکردن سطح استفاده زبان.
نقطهٔ قوت ترجمهٔ نجفی
اگر دنبال ترجمهای هستید که: نه خیلی عامیانه باشه، نه خیلی کهنه به نظر برسه، نجفی احتمالاً جذابه. دقت زبانی و انتخاب واژهها توی ترجمهش خیلی حسابشدهست.
نکتهای که ممکنه حسش کنید و شاید توی ذوق بزنه
نثر نجفی هم همچنان نسبتاً رسمیه. یعنی اگه کسی با انتظار یه متن خیلی خودمونی و امروزی بره سراغش، ممکنه احساس کنه زبانش کمی رسمیتر از چیزی بوده که انتظار داشته.
یه موقعیت، سه ترجمه، سه لحن متفاوت
برای اینکه تفاوت رو بهتر ببینیم، بهتره سراغ بخشی بریم که مترجمها واقعاً انتخابهای متفاوتی داشتن. مثلاً جایی که راوی دربارهٔ تنهایی خودش حرف میزنه.
محمد قاضی
«به این ترتیب، من تنها و بیآنکه کسی را داشته باشم که حرف حسابی با او بزنم، زندگی کردم.»
احمد شاملو
«بیاینکه راستیراستی یکی را داشته باشم که باش دو کلمه حرف بزنم»
ابوالحسن نجفی
«من همین جور تک و تنها و بدون همزبانی که با او بتوانم حقیقتاً حرف بزنم زندگی کردم»
قاضی از حرف حسابی استفاده کرده، عبارتی که صمیمیه، ولی هنوز در سطح زبان معیار جا میگیره. شاملو جمله رو خیلی بیشتر به زبان گفتاری نزدیک کرده: راستی راستی و باش دو کلمه حرف بزنم کاملاً امضای زبانی خودش رو دارن. نجفی هم بین این دوتاست؛ جملهش رسمیتر از شاملوئه، ولی با همین جور تک و تنها سعی کرده خشکی زبان کتابی رو کمتر کنه. اینجا دقیقاً میشه دید که ترجمه فقط انتخاب معادل نیست. هر مترجم داره دربارهٔ صدای راوی تصمیم میگیره:
- قاضی: روان و نسبتاً معیار
- شاملو: محاورهای و شخصی
- نجفی: دقیق، کنترلشده و بینابینی
و وقتی این انتخابها توی کل کتاب تکرار میشن، سه نسخهای رو میسازن که ممکنه داستانشون یکی باشه، ولی صدای روایتشون واقعاً یکی نیست.
اختلاف اصلی سر «درست و غلط» نیست، بلکه سر لحنه
اینجا یه اشتباه رایج پیش میاد. اینکه فکر کنیم حتماً یکی از این سه ترجمه درسته و بقیه غلط. نه لزوماً. خیلی وقتها اختلاف اصلی سر اینه که مترجم چه برداشتی از صدای متن داشته. قاضی بیشتر به زبان معیار و ساختار متعادل وفاداره. شاملو ترجمه رو به فضای گفتاری و شخصی خودش نزدیک میکنه. نجفی تلاش میکنه زبان رو کنترلشده، دقیق و معیار نگه داره. پس موقع انتخاب، باید بدونید خودتون دنبال چه تجربهای هستید.
اگه برای کودک میخونیم، کدوم بهتره؟
اینجا جواب یهکم پیچیدهتره. شاید در نگاه اول فکر کنیم شاملو چون محاورهایتره، برای بچهها مناسبتره. ولی ماجرا اینقدر ساده نیست. یکی از پژوهشهای موجود دربارهٔ لحن ترجمههای قاضی و شاملو به این نتیجه رسیده که رسمیت زیاد قاضی و محاورهایبودن زیاد شاملو هر دو میتونن برای مخاطب کودک مسئله ایجاد کنن. از اون طرف، زبان معیار برای کودک آشناتر با زبان مدرسه و کتابه. پس انتخاب فقط به این بستگی نداره که کدوم ترجمه خودمونیتره.
اگه بزرگسالیم، چی؟
اینجا سلیقه خیلی پررنگتر میشه. اگه از زبان شاملو خوشتون میاد و دوست دارید متن گرم و محاورهای باشه، احتمالاً ترجمهٔ شاملو براتون لذتبخشه. اگه ترجیح میدید صدای مترجم کمتر توی متن دیده بشه، قاضی یا نجفی انتخاب طبیعیتریان. لیلی گلستان هم در گفتوگویی دربارهٔ ترجمههای مختلف این کتاب گفته که از بین قاضی، شاملو و نجفی، ترجمهٔ نجفی به سلیقهش نزدیکتره و دربارهٔ شاملو هم تأکید کرده که زبان ترجمههاش خیلی زبان شاملوئه.
پس بالاخره کدوم ترجمهٔ شازده کوچولو بهتره؟
اگه بخوایم خیلی خلاصه جمعبندی کنیم:
محمد قاضی
برای کسی که یه ترجمهٔ کلاسیک، روان و نسبتاً نزدیک به زبان معیار میخواد.
احمد شاملو
برای کسی که یه شازده کوچولوی گرم، محاورهای و خیلی شخصیسازیشده میخواد.
ابوالحسن نجفی
برای کسی که دقت زبانی و نثر معیار و کنترلشده براش مهمتره.
قرار نیست اینجا یه برندهٔ مطلق اعلام کنیم. چون انتخاب بین این سه ترجمه خیلی بیشتر از چیزی که به نظر میاد به سلیقهٔ زبانی خود خواننده بستگی داره.
مهمترین چیزی که این مقایسه بهمون یاد میده
یه متن واحد، سه مترجم حرفهای، سه تجربهٔ کاملاً متفاوت. و این دقیقاً یکی از جذابترین بخشهای ترجمهست. مترجم فقط معنی واژهها رو جابهجا نمیکنه. با هر انتخاب کوچیک تصمیم میگیره: راوی چقدر رسمی باشه، شخصیت چقدر خودمونی حرف بزنه، جمله چقدر به زبان مبدأ نزدیک بمونه، و فارسی چقدر آزادانه بازنویسی بشه. برای همینه که مقایسهٔ ترجمهها فقط به درد انتخاب نسخهٔ بهتر نمیخوره. برای خود مترجم هم یه تمرین خیلی خوبه: یه جمله رو بخون، سه ترجمهش رو ببین، بعد از خودت بپرس: من چرا یکی رو بیشتر میپسندم؟ همین سؤال کمکم حساسیت ترجمهای آدم رو خیلی بیشتر میکنه.
برای ادامهٔ این تمرین، راهنمای تشخیص لحن و سبک نویسنده و روش بررسی منابع ترجمه و ویرایش رو هم ببینید.
منابع و مطالعهٔ بیشتر
- شجاع نینوا، «مسألهٔ لحن در ترجمهٔ آثار ادبی کودک و نوجوان؛ موردپژوهی ترجمههای قاضی و شاملو از شازده کوچولو»، ۱۳۹۹؛ نسخهٔ بارگذاریشده توسط نویسنده.
- گفتوگو با لیلی گلستان دربارهٔ شازده کوچولو، بازنشر در کتابنیوز.
- مقایسهٔ ترجمههای شازده کوچولو و نمونههای متن، وبلاگ طاقچه.
این مقایسه بر نمونههای کوتاه متمرکز است؛ برای انتخاب نسخهٔ خرید، نام مترجم و مشخصات همان چاپ را بررسی کنید. تصویر مقاله طرحی نمادین است و جلد واقعی این سه ترجمه را نمایش نمیدهد.



