رفتن به محتوای اصلی

ویرایش فارسی رو از کجا یاد بگیریم؟ ۸ منبع خوب، با نقاط قوت و ضعفشون

برای یادگیری ویرایش فارسی از کجا شروع کنیم؟ هشت کتاب و مرجع را با کاربرد، نقطهٔ قوت و محدودیت هرکدام مرور می‌کنیم.

چیدمان هشت کتاب و منبع ویرایش فارسی روی زمینهٔ سفید و صورتی آکادمی واژه‌چین

توی مقالهٔ قبلی دربارهٔ این حرف زدیم که چرا حتی یه متن خوب معمولاً به ویرایش نیاز داره.

سؤال بعدی اینه: خب، حالا ویرایش رو از کجا باید یاد گرفت؟ جواب کوتاهش اینه که متأسفانه نمی‌شه یه کتاب رو از اول تا آخر خوند و بعد گفت: «خب، از امروز من ویراستارم.»

ویرایش یه مهارت چندلایه‌ست. یه بخشش مربوط به رسم‌الخط و املاست، یه بخشش به ساخت جمله و دستور زبان برمی‌گرده، یه بخش دیگه به لحن، سبک و انتخاب واژه مربوطه و تازه بعد از همهٔ این‌ها چیزی هست که فقط با خوندن و ویرایش کردن زیاد به دست میاد: قضاوت زبانی.

یعنی کم‌کم بتونی تشخیص بدی یه جمله شاید از نظر دستوری غلط نباشه، ولی یه جاش می‌لنگه. برای همین توی این مقاله نمی‌خوایم یه «بهترین کتاب آموزش ویرایش» معرفی کنیم. چنین کتابی احتمالاً وجود نداره. می‌خوایم ببینیم هر منبع چه چیزی به دانش ویرایشی‌مون اضافه می‌کنه، کجا به دردمون می‌خوره و کجا بهتره حرفش رو حکم قطعی ندونیم.

۱. آموزش ویراستاری و درست‌نویسی؛ برای اینکه اول نقشهٔ راه رو ببینی

نویسنده: حسن ذوالفقاری

اگه تقریباً از صفر شروع می‌کنی و هنوز دقیق نمی‌دونی وقتی از «ویرایش» حرف می‌زنیم چه چیزهایی زیر این عنوان قرار می‌گیرن، این کتاب یکی از بهترین جاها برای شروعه. ذوالفقاری کتاب رو عمدتاً به دو حوزه تقسیم می‌کنه: ویرایش فنی و ویرایش زبانی‌ـ‌ساختاری.

یعنی از نشانه‌گذاری، شیوهٔ خط فارسی و املای واژه‌ها شروع می‌کنیم و بعد می‌رسیم به خطاهای واژگانی، تعبیری، اصطلاحی و دستوری. مثال و تمرین هم بخش مهمی از شیوهٔ آموزشی کتابه.

چرا پیشنهادش می‌کنیم؟

چون برای شروع بهت نشون می‌ده زمین بازی چقدر بزرگه. این کتاب دست‌کم از همون اول نشون می‌ده که ویرایش زبانی و ساختاری هم بخش مهمی از ماجراست. ضمن اینکه مثال و تمرین داره و فقط با تعریف‌های انتزاعی طرف نیستی.

حواست به چی باشه؟

کتاب مفصله، پس قرار نیست یه آخر هفته بخونی و تمومش کنی. از طرف دیگه، بخش قابل‌توجهی از کتاب طبیعتاً روی درست‌نویسی و قواعد معیار تمرکز داره. این بخش لازمه، ولی اگه آموزش ویرایش رو فقط به همین قواعد محدود کنیم، چیز مهم‌تری رو از دست می‌دیم:

اینکه متن اصلاً خوب خونده می‌شه یا نه.

پس این کتاب رو بیشتر به چشم پایه و نقشهٔ اولیه ببین، نه پایان مسیر.

۲. نگارش و ویرایش؛ یه کتاب کلاسیک که بهتره بشناسیمش، نه اینکه ازش فرمان ببریم

نویسنده: احمد سمیعی گیلانی

این کتاب سال‌ها از منابع اصلی آموزش نگارش و درست‌نویسی بوده و بخش‌های «نگارش» و «ویرایش» رو با مثال و شاهد بررسی می‌کنه. و دقیقاً به همین دلیل ارزش خوندن داره: بخشی از سنت آموزش ویرایش معاصر فارسی رو می‌شناسی.

چرا پیشنهادش می‌کنیم؟

دربارهٔ خود نگارش، جمله و خطاهای زبانیه و باعث می‌شه موقع خوندن متن، نسبت به ساختار جمله حساس‌تر بشی.

پس مشکلش چیه؟

این یکی از جاهاییه که بهتره «منبع معتبر» رو با «منبع بی‌خطا» اشتباه نگیریم. برای خود کتاب نقد دانشگاهی منتشر شده. همچنین، به بعضی داوری‌های زبانی بدون استدلال کافی، اصرار بر برخی جدانویسی‌ها و مواردی از ناسازگاری املایی با دستور خط فرهنگستان ایراد گرفته شده.

یعنی چی؟ یعنی بخونش، ازش یاد بگیر، ولی هر بار که کتاب چیزی رو «نادرست» اعلام کرد، لازم نیست همون لحظه چکش قرمز برداری و هرجا دیدیش حذفش کنی.

یکی از مهارت‌های ویراستار حرفه‌ای دقیقاً همینه: منبع رو می‌خونه، ولی دربارهٔ چیزی که منبع گفته فکر هم می‌کنه.

۳. راهنمای نگارش و ویرایش؛ یه مرجع جمع‌وجورتر برای کنار دستت

نویسندگان: محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح

اگه کتاب ذوالفقاری برات زیادی مفصل به نظر میاد و دنبال چیزی هستی که راحت‌تر بتونی بهش رجوع کنی، این کتاب انتخاب خوبیه. موضوعاتی مثل رسم‌الخط، نقطه‌گذاری، عدد و رقم، روش تحقیق و آماده‌سازی متن برای چاپ رو پوشش می‌ده و نسخه‌های تجدیدنظرشدهٔ اون با توجه به شیوه‌نامهٔ فرهنگستان منتشر شده‌ان.

چرا پیشنهادش می‌کنیم؟

چون قرار نیست هر بار دربارهٔ یه مسئلهٔ سادهٔ نگارشی نیم ساعت تحقیق کنی. بعضی منابع باید مرجع دم‌دستی باشن. سؤال که پیش اومد، بازشون می‌کنی، جواب رو پیدا می‌کنی و برمی‌گردی سر متن.

محدودیتش چیه؟

فرق مهمی بین «دانستن قواعد» و «بلد بودن ویرایش» وجود داره. ممکنه این کتاب رو خیلی خوب بلد باشی، ولی هنوز وقتی یه پاراگراف سنگین جلوت می‌ذارن، ندونی مشکلش دقیقاً کجاست. پس برای ویرایش زبانی و ساختاری، به‌تنهایی کافی نیست.

۴. نکته‌های ویرایش؛ وقتی دیگه فقط دنبال قاعده نیستی

نویسنده: علی صلح‌جو

این کتاب با چند کتاب قبلی فرق داره. صلح‌جو خودش توضیح داده که طی چند دهه کار و تدریس ویرایش، با مسئله‌هایی روبه‌رو شده، یادداشتشون کرده و بعداً اون‌ها رو پروبال داده. نتیجه کتابیه شامل مجموعه‌ای از نکته‌ها دربارهٔ رسم‌الخط، نشانه‌گذاری، پانوشت، نمونه‌خوانی، مأخذگذاری، واژه‌نامه، سبک، نحو و موضوعات مختلف دیگه.

چرا این کتاب مهمه؟

چون کم‌کم تو رو از فضای: «قاعده چیه؟»

می‌بره به فضای: «اینجا دقیقاً چه تصمیمی بهتره؟»

ویرایش حرفه‌ای پر از موقعیت‌هاییه که جوابشون با یه جست‌وجوی سادهٔ «درست یا غلط» پیدا نمی‌شه.

نقطهٔ قوت اصلی؟

نگاهش در خیلی از موارد نسخه‌پیچ و دستورمحور نیست. در معرفی‌ها و نقدهای کتاب هم به همین نگاه باز و کمتر تجویزی اشاره شده. یعنی به‌جای اینکه همیشه بگه «این غلطه، اون درسته»، باعث می‌شه دربارهٔ تصمیم ویرایشی فکر کنی.

نقطهٔ ضعف؟

دقیقاً همین ساختار می‌تونه برای تازه‌کار سخت باشه. این کتاب یه دورهٔ «ویرایش از صفر تا صد» نیست. مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و مسئله‌هاست و لزوماً هم لازم نیست از صفحهٔ اول تا آخر به ترتیب خونده بشه. برای همین ما پیشنهاد می‌کنیم بعد از اینکه یه پایهٔ اولیه پیدا کردی بری سراغش. اون‌موقع چیزهای خیلی بیشتری ازش درمیاری.

۵. دستور خط فارسی؛ کتابی که قرار نیست ویرایش یادت بده

فرهنگستان زبان و ادب فارسی

این‌یکی رو باید از اول درست معرفی کنیم: دستور خط فارسی کتاب آموزش ویراستاری نیست، بلکه یه مرجعه.

مثلاً وقتی شک داری یه ترکیب جدا نوشته می‌شه یا پیوسته، شکل معیار یه صورت نوشتاری چیه یا قواعد خط رسمی فارسی دربارهٔ یه مورد مشخص چی می‌گه، باید بتونی به یه مبنای مشترک رجوع کنی. وگرنه خیلی راحت وارد دنیای خطرناک: «من این شکلی بیشتر دوست دارم.» می‌شیم.

چرا لازمش داری؟

چون ویراستار باید فرق بین سلیقهٔ شخصی و قاعدهٔ پذیرفته‌شده رو بدونه. البته استاندارد داشتن به این معنا نیست که همهٔ مسائل زبان یه جواب مکانیکی دارن. حتی دربارهٔ بعضی تصمیم‌های دستور خط هم نقد و اختلاف نظر وجود داره. اما وقتی داری یه کتاب، مقاله یا محصول حرفه‌ای تولید می‌کنی، وجود یه مبنای مشترک معمولاً خیلی بهتر از اینه که هر ویراستار سیستم نوشتاری خودش رو اختراع کنه.

چی ازش یاد نمی‌گیری؟

تقریباً هیچ‌چیز دربارهٔ اینکه: این جمله خوش‌خوانه؟ لحن مناسبه؟ پاراگراف زیادی سنگینه؟ ترجمه طبیعی به نظر میاد؟ بنابراین دستور خط باید کنار دست ویراستار باشه، نه جای ویراستار.

۶. فرهنگ املایی خط فارسی؛ کتابی که لازم نیست بخونیش!

علی‌اشرف صادقی و زهرا زندی‌مقدم

بله، دقیقاً. لازم نیست بشینی «فرهنگ املایی خط فارسی» رو از الف تا ی بخونی!

این کتاب بر اساس دستور خط مصوب فرهنگستان تدوین شده و کارش اینه که وقتی دربارهٔ شکل نوشتن یه واژه یا ترکیب شک داری، بتونی سریع بهش رجوع کنی.

چرا توی فهرست آموزش ویرایش آوردیمش؟

چون بخشی از حرفه‌ای شدن اینه که بدونی کی باید به مرجع مراجعه کنی. قرار نیست ویراستار تمام صورت‌های املایی زبان فارسی رو از حفظ باشه. حتی بهتره بعضی چیزها رو از حفظ تصمیم نگیری.

شک کردی؟

بررسی کن.

محدودیتش؟

همون چیزی که نقطهٔ قوتشه. یه فرهنگ املاییه.

قرار نیست بهت یاد بده چرا این پاراگراف بد نوشته شده، چرا لحن شخصیت مصنوعیه یا چرا ترجمه هنوز انگلیسی فکر می‌کنه. کارش محدود و مشخصه و همون کار رو خوب انجام می‌ده.

۷. غلط ننویسیم؛ بخونش، ولی با احتیاط

نویسنده: ابوالحسن نجفی

احتمالاً معروف‌ترین عنوان این فهرسته. این کتاب سال‌ها روی نگاه نویسنده‌ها، مترجم‌ها و ویراستارهای فارسی تأثیر گذاشته و هنوز هم مرتب بهش ارجاع داده می‌شه. و کتاب ارزشمندی هم هست. اما اگه بخوایم مقالهٔ ما واقعاً به درد یادگیری ویرایش بخوره، باید بخش دوم جمله رو هم بگیم: این کتاب رو نباید وحی منزل دونست.

محمدرضا باطنی در مجموعه‌ای از نقدها با نگاه تجویزی و بعضی «درست/غلط»‌گذاری‌های کتاب مخالفت کرد. محور اصلی اختلاف هم مسئلهٔ مهمیه: زبان رو تا چه حد باید بر اساس کاربرد واقعی اهل زبان شناخت و تا چه حد می‌شه برای اون حکم تجویزی صادر کرد؟

پس چرا بخونیمش؟

چون یه کار فوق‌العاده انجام می‌ده: حساست می‌کنه. بعد از مدتی دیگه واژه‌ها و ترکیب‌ها رو همین‌طوری از کنارشون رد نمی‌شی.

می‌پرسی: این تعبیر از کجا اومده؟ فارسی طبیعیه؟ گرته‌برداریه؟ کاربردش چقدره؟ معنی‌ای که ازش می‌فهمیم همون چیزیه که نویسنده منظور داشته؟

و این سؤال‌ها برای ویراستار خیلی مهمن.

مشکل از کجا شروع می‌شه؟

از اونجا که به‌جای سؤال پرسیدن، شروع کنیم به حکم دادن:

نجفی گفته غلطه، پس غلطه.

زبان خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. کاربرد تغییر می‌کنه، ساخت‌ها جا می‌افتن، زبان معیار تحول پیدا می‌کنه و حتی خود صاحب‌نظرها هم دربارهٔ خیلی از موارد با هم اختلاف دارن.

بنابراین «غلط ننویسیم» رو برای تقویت حساسیت زبانی بخون، نه برای اینکه یه پلیس زبان ازت بسازه.

۸. له و علیه ویرایش

سایه اقتصادی‌نیا

این‌یکی با هفت منبع قبلی کمی فرق داره، چون بیشتر تکمیلیه. «له و علیه ویرایش» مجموعه‌ای از مقاله‌ها و یادداشت‌ها دربارهٔ ویرایشه، نه یه درسنامهٔ قدم‌به‌قدم. برای کسی که تازه می‌خواد بفهمه نقطه‌ویرگول کجا میاد انتخاب خوبی نیست. ولی وقتی یه مقدار جلوتر رفتی، یه سؤال مهم‌تر پیش میاد:

اصلاً ویراستار باید تا کجا دخالت کنه؟ قرار نیست هرجایی که می‌تونه چیزی رو عوض کنه، عوضش کنه. قرار نیست صدای نویسنده رو تبدیل به صدای خودش کنه. قرار نیست همهٔ متن‌ها رو با یه خط‌کش اندازه بگیره. اینجاست که خوندن دربارهٔ فلسفه و حرفهٔ ویرایش به اندازهٔ یاد گرفتن قواعد مهم می‌شه.

مشخصات و پیوند منابع

برای بررسی نام نویسنده، ناشر و مشخصات نسخه، از پیوندهای زیر استفاده کنید. صفحات فروشگاه‌ها برای شناسایی اثر معرفی شده‌اند؛ قیمت یا موجودی آن‌ها مبنای پیشنهاد این مقاله نیست. برای دستور خط و فرهنگ املایی، راهنمای فارسی Unicode CLDR هر دو مرجع را معرفی می‌کند و پیوند نسخه‌های PDF را دارد؛ خودش هم تأکید می‌کند که جدیدترین چاپ‌بودن آن فایل‌ها تأیید نشده است.

منبعصفحهٔ قابل بررسی
آموزش ویراستاری و درست‌نویسی، حسن ذوالفقاریمشخصات نسخهٔ نشر علم در فدک بوک
نگارش و ویرایش، احمد سمیعی گیلانیمشخصات نسخهٔ سمت در کتابسرای افشین
راهنمای نگارش و ویرایش، محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصحمشخصات کتاب در ناکجا
نکته‌های ویرایش، علی صلح‌جومشخصات نسخهٔ نشر مرکز در طاقچه
دستور خط فارسی، فرهنگستان زبان و ادب فارسیمعرفی مرجع و فایل در راهنمای فارسی Unicode CLDR
فرهنگ املایی خط فارسی، علی‌اشرف صادقی و زهرا زندی‌مقدممعرفی مرجع و فایل در راهنمای فارسی Unicode CLDR
غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفیمشخصات نسخهٔ مرکز نشر دانشگاهی در فدک بوک
له و علیه ویرایش، سایه اقتصادی‌نیامشخصات نسخهٔ ققنوس در طاقچه

بالاخره از کدوم شروع کنیم؟

اگه بعد از دیدن این همه اسم کتاب دوباره برگشتی سر نقطهٔ اول و گفتی: «خب حالا بالاخره کدوم رو بخونم؟» حق داری! پس بیایم ساده‌ش کنیم.

اگه تقریباً از صفر شروع می‌کنی، اول برو سراغ «آموزش ویراستاری و درست‌نویسی» حسن ذوالفقاری. «راهنمای نگارش و ویرایش» و «دستور خط فارسی» رو هم برای مراجعه کنار دستت بذار.

بعد کم‌کم برو سمت ویرایش زبانی و نگاه حرفه‌ای‌تر: «نکته‌های ویرایش» علی صلح‌جو تا کم‌کم از حفظ کردن قاعده فاصله بگیری و وارد تصمیم‌گیری ویرایشی بشی.

«نگارش و ویرایش» سمیعی و «غلط ننویسیم» نجفی رو هم حتماً بشناس و بخون، ولی این بار یه تفاوت مهم وجود داره: با نگاه انتقادی بخونشون.

«فرهنگ املایی خط فارسی» هم از اون کتاب‌هاییه که لازم نیست بخونیش؛ بذارش کنار دستت و هر وقت شک کردی، بهش رجوع کن.

و در مرحلهٔ بعد، «له و علیه ویرایش» می‌تونه کمکت کنه دربارهٔ خودِ حرفهٔ ویرایش و حدود دخالت ویراستار عمیق‌تر فکر کنی.

یه نکته که مهم‌تر از همهٔ این کتاب‌هاست:

با خوندن دربارهٔ ویرایش، ویراستار نمی‌شیم. همون‌طور که با خوندن کتاب آموزش شنا، شناگر نمی‌شیم. یه جایی باید متن بذاری جلوت و شروع کنی به تصمیم گرفتن.

  • این جمله لازمه؟
  • می‌شه کوتاه‌ترش کرد؟
  • چرا این پاراگراف سخت خونده می‌شه؟
  • این عبارت واقعاً غلطه یا فقط من دوستش ندارم؟
  • اگه تغییرش بدم، دارم متن رو بهتر می‌کنم یا صدای نویسنده رو عوض می‌کنم؟

و مهم‌تر از همه: دلیل این تغییری که دادم چیه؟

کتاب‌های خوب کمک می‌کنن جواب این سؤال‌ها رو بهتر پیدا کنیم، ولی اون چیزی که کم‌کم از آدم یه ویراستار می‌سازه ترکیب مطالعه، تمرین، مقایسه و شک کردن به تصمیم‌های خودشه.

ویراستار خوب کسی نیست که بیشترین غلط‌ها رو از حفظ باشه، بلکه کسیه که بتونه دلیل موجه داشته باشه برای تغییرهایی که توی متن اعمال می‌کنه.

شاید بشه مسیر یادگیری ویرایش رو این‌طوری خلاصه کرد:

  • قاعده رو یاد بگیر؛
  • زیاد متن بخون؛
  • ویرایش کن؛
  • و هیچ قاعده‌ای رو بدون فکر به متن تحمیل نکن.